خرید بک لینک
اول سلام و دوم بسم الله الرحمن الرحیم..

هر چند سلام خودش اسم خداست.

الان اینجا میگم تولدت مبارک بخاطر اینکه شاید نباشم روز تولدت رو بهت تبریک بگم

توی این سالها همیشه سعی کردم اولین نفر باشم که تولدت رو بهت تبریک میگم

یادت باشه توی این سالهای دور از تو بودن و بی تو بودن خیلی بهم سخت گذشت

خیلی از داخل سوختم ولی خندیدم تا مبادا فاز غم بدم

گناهی نداری.. نفرین به اونهایی که دست تو رو از دستم جدا کردن

نه سال.. شوخی نیست.. سوختم و سوختم.. انگار بهم 90 سال گذشت

مثل کوه محکم ولی سرد و ساکت صبوری میکنم و میگم این نیز بگذرد

نمیخوام غرغر کنم یا فاز غم بدم ولی به خدا هنوزم وقتی می بینم اون دستتو میگیره

هووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووف

ولش کن فقط همینو بدون که بیصدا از داخل میشکنم و خورد میشم ولی صدام در نمیاد

یادت باشه اینجوری خیلی دلمو میشکنی ولی اعتراض نمیکنم

وقتی بهم گفتی به اندازه دنیا دوستت دارم.. نمیدونستم دنیات این قدر کوچیکه

حیف.. آیا خبر داری که سفید شد اون تار مویی که با همه دنیا عوضش نمیکردی؟

همه آرزوم اینه که بمیرم تا نمیری.. بسوزم تا نسوزی

همش خودمو دلداری میدم که اگه برای من بد شد عوضش برای تو خوب شد

گرچه هنوزم .. باورم نمیشه

من هم بهت میگم خالم خیلی خوبه.. ولی این بار تو باور نکن..

مگه میشه بدون تو حالم خوب باشه؟

تولدت مبارک/ای گل دوست داشتنی/دوستت دارم تا ابد/میخوام اینو بدونی

روز تولد تو / مرگ همه غصه هاست/قصه تو همیشه / سرامد قصه هاست

ستاره قلب من/ فرشته امیدم / حتی تو خواب و رویا / مثل تو من ندیدم

ای همه هستی من/همدم تنهایی هام/خاطرتوعزیزم/از همه بیشتر میخوام

سبز مینویسم تا بدونی که هنوز سبزم.. و محکم و عمیق نفس میکشم

سبز مینویسم که بدونی هنوز مثل کوه محکم و با اراده زندگی میکنم

سبز مینویسم تا بدونی که مثبت فکر میکنم.. مثبت زندگی میکنم..

زمانی که 11 سال داشتم و برادر بزرگم رو با بنزین آتیش زدند.. گمان کردم در لابلای بازیهای تلخ سرنوشت نابود میشم.. اونروز فکر میکردم بزودی دنیا برام تموم میشه..

اما الان می بینم درختی هستم که توی کویر رشد کرده و دیگه هیچ طوفانی نیمتونه اونو حتی تکون بده برعکس.. این منم که حتما روزی دنیا رو تکون خواهم داد

شعارم توی زندگی اینه که: آهای دنیا.. ریز می بینمت.. برو بگو گنده ترت بیاد.

آره من با اراده ترین و محکم ترینم.. و هیچ مشکلی نمیتونه باعث بشه لبخند رو از لبم بگیره

برعکس اینقدر انرژی مثبت دارم که هر کس بهم نزدیک بشه حالش خوبه خوب میشه آره مثل فولادم.. اینقدر محکم.. که یقین دارم هیچ مشکلی نمیتونه باعث بشه اخم کنم یا غصه بخورم.. مگه مشکلی وجود داره که بتونه پشت منو خم کنه؟

آره قسم میخورم که بالاخره یه روز دنیا رو تکون میدم..

من اون میخ فولادی هستم که هر چی ضربه توی سرش خورد محکمتر شد..

روز به روز با تجربه تر و پخته تر میشم

میخوام ثابت کنم که خلیفه خدا روی زمینم..

و خدا از روح خودش در من دمیده و همه دنیا متعلق بماست.

آره ما اشرف مخلوقات خدا هستیم و من اینو اثبات میکنم.

هرچند مجبورم با گلهای گچی انس بگیرمو حسم رو بهشون منتقل کنم.

زندگی قشنگه.. کنار گلها.. کنار خلاقیت ها... کنار زیباییها..

با تمام وجودم ازشون لذت میبرم و خدا رو شکر میکنم

من که با ناز تو در هر غزلی مأنوسم

دوری از شهر تـو دائم بکند مأیوسم

رخ برافروز و بزن شعله و پیوسته بتاب

بدران پرده ی شب را که توئی فانوسم

از همان لحظه که با خنده نشستی به دلم

گریه ها می کنم و عکس تو را می بوسم

(((دیشب توی خواب ناز بودم که یهو تلفن نصف شبی زنگ زد.
زود پریدم پای تلفن که مامان بیدار نشه ولی اونم مضطرب بیدار شد.
یه زنه با ناز و ادا و عشوه گفت : آقای طالبی تشررررررررریف دارررررررررن؟
اینقدر حرصم گرفت داشتم میترکیدم
بهش گفتم طالبی اینجا نداریم ولی خربزه توی یخجاله ....... اگه کارتون خیلی واجبه برم صداش کنم ؟
انگار دیگه دلش نیومد قطع کنه..عوضی.. گوشی به دستش چسبیده بود و هی میخندید.

چند دقیقه احترامش رو نگه داشتم بلکه دست از سر کچلمون برداره ولی دیدم نه..انگاری کرم داره

بهش گفتم : خواب رو که از کله ما پروندی فدای سرت.. حالا برو بگیر بخواب تا سگ نشدم؟
حالا مامان هی میگه : چی شده ؟ اتفاق بدی افتاده؟
گفتم آره چی از این بدتر .. شلغم خانم انگاری شوهرش رو نصف شبی گم کرده .
گفت یعنی چی ؟ متکا رو محکم توی بغلم گرفتم و گفتم : هیچی.. یعنی ای خدای حکیم.. همه جفتند و ما تکیم.. همش تا اخر عمر باید این متکای لعنتی رو بغل کنیم بخوابیم

خب اینکه گفتم یعنی اینکه خنده از گوشه لبتون نباید فراموش بشه)))

در این لحظات آخر که دارم باز میرم مسافرت (حالا معلوم نیست امشب برم یا فردا شب) و احتمالا میدونید که کسی که مسافرت میره.. در معرض خطر نفله شدن هستش .. ضمن اینکه برای مدت طولانی نیستم تعداد زیادی پست گذاشتم که تلافی ایام غیبت رو انجام داده باشم.. و ازتون میخوام منو حلال کنید.. پس اگه حرفی زدم که بعضی از شما ناراحت شدین جا داره عذر خواهی کنم و براتون بهترینها رو از درگاه حق آرزو میکنم

در پناه مهدی فاطمه همیشه سبز و سربلند باشید

بهترینها رو براتون آرزو میکنم

یاحق

برچسب: نویسنده: سام مرادیان تاريخ: سه شنبه 7 دی 1395 ساعت: 7:46

صفحه بندی