خرید بک لینک
اینم حکایت عشق که قولشو دادم

يکی بود يکی نبود مردی بود که زندگی اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود

وقتی مُرد همه می گفتند به بهشت رفته است آدم مهربانی مثـل او حتما ً به بهشت می رود

در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ی کيفيت فراگير نرسيده بود و استـقبال از او با تشريفات مناسب انجام نشد

فرشته نگهبانی که بايد او را راه می داد نگاه سريعی به فهرست نام ها انداخت و وقتی نام او را نيافت او را به جهنم فرستاد

در جهنم هيچ کس از آدم دعوت نامه يا کارت شناسايی نمی خواهد هر کس به آنجا برسد می تواند وارد شود

مَرد وارد شد و آنجا ماند

چند روز بعد شيطان با خشم به دروازه بهشت رفت و يقه فرشته نگهبان را گرفت و گفت

اين کار شما تروريسم خالص است

نگهبان که نمی دانست ماجرا از چه قرار است پرسيد: چه شده ؟

شيطان که از خشم قرمز شده بود گفت

« آن مَرد را به جهنم فرستاده ايد و آمده وکار و زندگی ما را به هم زده.از وقتی که رسيده

نشسته و به حرف های ديگران گوش می دهد و به درد و دلشان می رسد.حالا همه دارند در

جهنم با هم گفت و گو می کنند يکديگر را در آغوش می کشند و می بوسند

جهنم جای اين کارها نيست! لطفا ً اين مَرد را پس بگيريد

وقتی قصه به پايان رسيد درويش گفت

با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف در جهنم افتادی خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند

http://mj9.persianfun.info/img/92/9/Namayesh-Ehsas17/28.jpg

شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت

گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي

سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد

گفت طولي نكشد تو نيز خاموش شوي

راستی ... چرا وقتی می خوائیم بریم توی رویا چشمامون رو میبندیم ؟

وقتی می خوائیم گریه کنیم ؟

وقتی می خوائیم فکر کنیم ؟

وقتی می خوائیم تصور کنیم ؟

وقتی می خوائیم کسی رو ببوسیم ؟

وقتی می خوائیم از ته دل آرزو کنیم ؟

نمیدونی ؟ عیبی نداره من بهتون میگم . این به این دلیل که قشنگترین چیزهای دنیا و زندگی قابل دیدن و رویت نیستن

اگه يه روز بغض گلوتو فشار داد خبرم كن.

قول نميدم بخندونمت اما ميتونم باهات گريه كنم.

اگه يه روز نخواستي به حرفاي كسي گوش بدي خبرم كن.

قول ميدم ساكت باشم.اگه يه روز خواستي فرار كني حتما خبرم كن.

قول ميدم ازت نخوام وايستي.ولي ميتونم پا به پات بدوم .

امااااااا اگه يه روزي ديدي خبري ازم نيست.

به سراغم بيا چون ميدونم و مطمئنم كه بهت احتياج دارم

کوتاه ترين راه رسيدن به ثروت آن است که قابليت هايت را بشناسی و برآنها تکيه کنی.

کوتاه ترين راه برای جلوگيری از شکست احتمالی ، مشورت با کسانی است که قبلاً آن راه را رفته اند.

کوتاه ترين راه برای داشتن روانی سالم ، در نظر گرفتن زمانی برای خنده و شادی در هر روز است.

کوتاه ترين راه بری اينکه نخواهی چيزی را به خاطر بسپاری ، نگفتن دروغ است.

کوتاه ترين راه برای رسيدن به آرزوها ، واقع بين بودن است.

کوتاه ترين راه برای غيبت نکردن آن است که عيوب خود را مثل عيب ديگران ، ببينی .

کوتاه ترين راه برای داشتن جسمی سالم ، اعتدال در خوردن است ، نه زياد و نه کم.

کوتاه ترين راه برای يافتن يک دوست ، توجه به علايق طرف مقابل است.

کوتاه ترين راه مبارزه با ترس ، روبه رو شدن با آن ترس است.

کوتاه ترين راه عشق ورزيدن ، نگاهی است خالص و بی ريا توام با عشق.

چرا آغوش گرم مرگ را افسانه مي دانيد ؟

بهشت جاودان آنجاست .

جهان آنجا و جان آنجاست

گران خواب ابد ، در بستر گلبوي مرگ مهربان ، آنجاست !

سكوت جاوداني پاسدار شهر خاموشي ست

دستانم را محکمتربگیر

من هنوزهم نمی خواهم

تورا...

به دست خاطرات بسپارم...

دستهایت را خودت " ها " کن اگر یخ کرده اند
از لب معشوقه هامان " ها " نمی آید رفیق
یا شبیه این جماعت باش یا تنها بمان
هیچ کس سمت دل زیبا نمی آید رفیق

صدای شکستنت را هیچ کس نمی شنود.
اینجا آدم هایش کر هستند..
اینجا به جرم شکستن .. زیر پا می گذارندت...
بنویس ,درد هایت را, غم هایت را ........بنویس .
وجدان تقدیر همیشه خواب است....بدرد نمی آید.....
اینجا فقط کلمات بیدارند.....
واژه ها عاشق اند....
بنویس از دلت.....
تا واژه ها عاشقانه زخم هایت را مرحم شوند.
نترس.......
وفای نوشته ها بیشتر از آدم هاست.

ما شقایقهای باران خورده ایم

سیلی ناحق فراوان خورده ایم

ساقه احساسمان خشکیده است

زخمها از تیغ باران خورده ایم

برچسب: نویسنده: سام مرادیان تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 15:23

صفحه بندی