هیچوقت تغییر نکنید! بخاطر اینکه آدمها دوستتون داشته باشن!
خودتون باشید....
و بدونید آدمهایی که لیاقتتون رو دارند، خودِ واقعی شما رو
دوست خواهند داشت

چندسال پیش میخواستم به یه توریستی تو اصفهان
بگم چیجوری بره به آدرسش
یه جوری بد انگلیسی حرف زدم که
یارو برگشت به فارسی گفت: داداش سرویس کردی، ول کن دیگه
حالا اینو بی خیال
داشتم فکر میکردم که چقدر من توی این دنیا زجر کشیدم
مامان بزرگم يه سفره داشت پر عكس های كباب و پلو و دوغ....
ميشستيم سرش با بغض نون و پنیر ميخورديم
وای که چه لحظات دردناکی بود 
راستی من گاهی اوقات طبابت هم میکنم برای همین بهم میگن دکتر 
دوستم گلوش چرک کرده بود پرسید چیکار کنم ؟
خواستم بگم آب نمک قرقره کن جنسم خرابه خووو .. گفتم آب قند قرقره کن
بنده خدا یه هفتس کلا نمیتونه صحبت کنه
دکتر گفته مجرای تنفسیش شکرک بسته
گردو خوری
اواخر تابستون بود و از شهر زدیم بیرون برای گردو خوری.. پسرعموم میترسید از درخت بالا بره و منو فرستاد بالا و من هی براش گردو میریختم و اونم جمع میکرد.. از قضا یهو شاخه شکست و افتادم پایین
ولی خدا خیلی رحم کرد چون افتادم روی سر پسر عموجان.. خب شکر خدا عیبی نکردم
ولی پسرعموجان مهره گردنش معیوب و بستری شد
رفتم عیادتش ولی خنده ام گرفت خووووو..گفت: علیرضا اگه مسخره بازی در بیاری با این حال خرابم بلند میشم شهیدت میکنم..
بهش گفتم: الاغ .. خر نشو ..
چرا درک نمیکنی اومدم عیادتت خوووو حالا چطوری؟ گفت: چی از این بدتر که تو نکبته آتیشکی افتادی ولی گردن منه بیچاره شکست.
. نه خداییش حق داره .. درکش میکنم.. پیش آمده خب .. پیش میاد دیگه.. خوشحالم پسر عموی خنگم توی عمرش حداقل یه بار حرف حسابی زد 
با یه خاطره دیگه ادامه میدم
همیشه عاشق اون سکانس فیلم قیصر بودم که نامزد قیصر میرفت قلیونو آماده کنه، ذغال گردونو میچرخوند...
بعد قیصر پیچ وتاب بدنشو نگاه میکرد .. زیر لب میگفت: استغفرالله.
یه بار منم به عقشم گفتم بیا ذغال گردونو بچرخون منم نگات کنم
ذغال گردونو گرفت دو دور چرخوند
دور سوم از دستش در رفت طفلی ..مثل توپ خورد تو سقف پذیرایی لوستر روشكست
افتاد پايين مبل رو سوزوند
فرش از وسط آتيش گرفت
یه تیکه زغال افتاد تو شلوارم
خیلی خدا بهم رحم کرد جاهای اصل کاریم نسوخت
یعنی اسراییله پدر سگ 
خونه مارو با موشک بالستیک میزد اینقدر خسارت نمیدیدیم
یه خاطره دیگه
توی یک جالیز داشتم قدم میزدم که هندونه ی عجیب و غریبی دیدم ؛ نه تنها بزرگ بود ؛ بلکه روی آنها رنگهای زیبا و قشنگی عینهو رنگهای رنگین کمان بود ؛ بهش دست گشیدم انگار جنسش نرم بود
دیدم کسی نیست گفتم : این هندونه را حتما باید با خودم ببرم ؛ اما دریغ ؛ هر چه زور زدم دیدم ؛ نمیشه ؛ با دو دستم محکم آنرا گرفتم و تا جایی که زور داشتم ؛ زور زدم ولی دیدم خیر ؛ نمیشه ؛ در حالی که اونو محکم با دو دستم گرفته بودم ؛ شروع به چرخوندن هندونه کردم ؛ کلک خوبیه نه؟ وقتی اونو بپیچونی دیگه کنده میشه .. با خودم گفتم ؛ به هر قیمتی که باشد این بد مصب ماله خودمه ؛ هی چرخوندم ؛ هی چرخوندم ؛ ناگهان از خواب پریدم ؛ حدس بزنید چه گندی زده بودم ؟........ بله درسته 
کله خاله خودم محکم توی دستم بود و داشتم اونو هی میچرخوندم.. آخ آخ این خواب نما شدنم آخرش کار دستم میده .. اون بیچاره که از خواب پریده بود و اصلا هول کرده بود .. خیلی هم ترسیده بود .. لحظه ای که بیدار شدم .. هی داد میزد : وای کمک چکار میکنی؟ ولم کن .. ای هواررررررررررر 
دیدم هوا پسه شیرجه زدم زیر پتوم
طفلک خاله تا چقدر وقت ؛ در حالی که زل زل بهم نگاه میکرد .. هی گردنش رو ماساژ میداد و داشت فکر میکرد که من چه مرگم شده بود ؟
بازم خدا رحم کرد موفق نشدم هندونه رو جدا کنم و گرنه به جرم قتل خاله بیچاره بودم
جیگر شیر میخواد کسی بغلم بخوابه گفته باشم ... چون خیلی خواب نما میشم
انوقت دخلت اومده
حالا هی بخند 
خب فعلا تا یک کمی خستگی میکنم اینارو بجوابید ببینم چند مرده حلاجید؟
به این سوالات جواب بدهید تا هم گلبولهای خاکستری ذهنتان فعال شود و هم مطلب کمی بیشتر برایتان جا بیفتد . جایزه هم یه بوس آبدار بهتون میدم
1- چرا اغلب پسر ها مادرانشان را بیشتر دوست دارند و اغلب دختران پدارنشان را ؟
2- انگیزه ی حقیقی و واقعی که پسر و دختر را به طرف ازدواج سوق میدهد چیست ؟
3- کدام ویژگیهای جسمانی برای پسران در مقابل جنس مخالف قوی تر مد نظر قرار میگیرد ؟
4- پسر ایده آل در ذهن دختران چگونه ویژگیهایی دارد ؟
5-چرا اغلب زنان در مقابل مردان مشهور از خود واکنش نشان میدهند ؟
6- علت مشاجرات زن و مرد در ابتدای ازدواج ؛ حتی ازدواجهای موفق چیست ؟
7- هم کفو بودن در ازدواج به چه معنا است ؟
8- سن ازدواج برای پسر و دختر ؛ چه سنی است ؟
9- بزرگترین دست آورد ازدواج از نظر شما چیست ؟
10- کدام بلوغ برای ازدواج ضروری است و چرا ؟ بلوغ جنسی ؟ بلوغ جسمی ؟ بلوغ عقلی ؟ بلوغ اجتماعی ؟ بلوغ معیشتی ؟ بلوغ شخصیتی ؟
11- هفت خواسته ی مهم و حقیقی مردان در ازدواج از همسرشان چیست ؟
12- هفت خواسته ی واقعی و مهم زنان از همسرانشان در ازواج چیست ؟
اگر پاسخ دو سوال اخیر را نمی دانید ؛ لطفا ازدواج نکنید ؛ زیرا هم خودتان را بدبخت میکنید و هم یک بخت برگشته ی دیگر را
اگرم جواباشو میدونید ازدواج کنید ولی قول شرف بدید اگه بچه تون پسر شد حتما اسمشو علیرضا بذارید
برچسب:
نویسنده: سام مرادیان